من عین الف نه، مثل دالم

۶۳ مطلب با موضوع «آه» ثبت شده است

زبان آه

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

اگر بتوانی آه‌های آدم‌ها را خوب بشنوی و بفهمی، شاید بتوانی خودشان را هم شفاف‌تر ببینی و روشن‌تر درک کنی. اما خوب، می‌دانی که زبان آه زبان ساده‌ای نیست و البته چه بهتر که ساده نیست. بهتر که هر کسی آه‌هایت را نمی‌شنود و نمی‌فهمد و شاید بهتر که آه‌های همه را نمی‌شنوی و نمی‌فهمی. چه خوب که این زبان، محرم و نامحرم، اهل و نااهل سرش می‌شود.

من فکر می‌کنم، آدم‌های حسابی حتماً آه‌های حسابی دارند، آه‌های عمیق و دقیق. کم یا زیادش را نمی‌دانم، اما از عمق و دقتش مطمئنم و البته احتمالاً یک چیز دیگر، سوز. آه‌های آدم‌های حسابی، باد هوا نیستند، باری به هر جهت نیستند، سطحی و هرجایی نیستند، بی‌ریشه و بی‌ثمر نیستند.

خلاصه که گمان می‌کنم آدم‌های حسابی را اگر بخواهی بشناسی، از آه‌هایشان می‌توانی بشناسی. می‌توانی، البته به شرط آن که کم و بیش مثل آن‌ها آه‌های عمیق و دقیق داشته باشی، که اگر نه تمام اما تا حدی محرم آه‌های عمیق و دقیق باشی، که اگر استاد زبان آه نیستی، حداقل در مسیر آموختن آن باشی.


___________________________________________

- پی‌نوشت:

یک عمر کشیدی نفس، اما نکشیدی

آهی که از آیینه غباری بزداید*


* فاضل نظری (غزل «اسرار»، «کتاب»)
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف

کیمیاگر

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

آن کس که به زر کردن مس می‌نازد
پیش بت ما عِرض و هنر می‌بازد
یک جلوه ز کیمیای یارم کافی است
کز بغض شکسته درّ اشکی سازد

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
عین الف

قلب شیشه

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

به سنگِ سختِ دلِ من بیا و تیشه بزن
ز برگ و ساقه گذشته به عمقِ ریشه بزن
همه وجودم از علف‌های هرز پوشیده است
کنون چو آتشِ سوزان به جانِ بیشه بزن
فسانه است بلخ و ششتر، آهنگر و مسگر
ز بیخ، گردنِ این نفسِ خویش‌پیشه بزن
دلِ شکسته گران‌تر به بازار شیدایی
بیا و سنگِ گران را به قلبِ شیشه بزن
تو میهمانِ گاه به گاه مباش ای یار
به نامِ خود این خانه را تا همیشه بزن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
عین الف

تیغ و ترنج

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

در فرقت تو اگرچه رنجی است مرا
مهر تو به دل چو طرفه گنجی است مرا
تا سر زدن طلعت رخشان رخت
دل بر کفم و تیغ و ترنجی است مرا

__________________________

پی‌نوشت:

اول) میلاد مسعود امام عصر (عج) مبارک باد!

دوم) همچنان تقلید از منتظران. باشد کز آن میانه یکی کارگر شود!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

تحدّب

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
اشیاء از آنچه در آینه می‌بینم به من نزدیک‌تر هستند، مرگ از آن‌چه می‌پندارم و خدا از آن‌چه که می‌توانم بپندارم. نزدیک‌تر از ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

من، تو و چیزهای دیگر

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

تو خواستنی‌ترینی و اصلاً فقط تویی که خواستنی هستی و هر چیزی هر قدر که خوب به تو ربط پیدا کند. تو آن خواستنی‌ترینی که سخت من و ما را می‌خواهی، سخت سخت، خواستنی‌ترین خواهان. من اما چشمانم سخت به دنبال چیزهای دیگر است و ....

خواستنت را به من بیاموز و نصیبم گردان، سخت خواستنت را! بخواه که سخت خواهانت باشم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

قانون بقای درگیری

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

خدایا نگذار که تا انتهای این راه درگیر و گرفتار خودمان باشیم که خسران عظیمی است. درگیر و گرفتارمان کن به خودت! از آن بکاه و بر این بیفزای!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

ریای مضاعف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

در وبلاگ قبلی، مطلب زیر را نوشته بودم که نمی‌دانم چه بر سرش آمده است، خودم از اینجا حذفش کردم، یا در جریان اثاث‌کشی جایی گم شده است.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
عین الف

پس انداز بغض با بهره ی اشک

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

آقای به ما نزدیک و ما از تو دور! دست من و دلم که خالی است، اما کسانی هستند که هزار بغض فرو خورده در گلویشان پس انداز کرده اند تا آن روز که بیایی با رمز نام تو دلشان را بگشایند و از دیدگانشان کرور کرور گوهر اشک به پایت بریزند.

 

پی نوشت: ... و در آفرینش اشک از بغض، نشانه هایی است از قدرت پروردگارت که جهان را از هیچ آفرید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

خاطرات تلخ

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

خدایا تو مهربان و بخشاینده ای و همیشه امتحانی هست و راهی برای بازگشت. خاطرات گناهان و یاد تجدیدی ها هم اگرچه تلخند، اما بودنشان خالی از فایده نیست. حداقل شاید یادمان نرود که پای ما هم مثل اکثر بندگانت ممکن است در لحظه ای و در جایی بلغزد. شاید سختی یادآوریشان باعث بشود کمی بیش تر تلاش کنیم برای جبران، برای بازگشت.

 

پی نوشت: این نوشته با تذکر دو نفر از خوانندگان گرامی وبلاگ، به نگارش در آمد.

از تذکرات و نظرات تمام دوستان همراه، سپاسگزارم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف