مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

۳۳ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

سهل و دشوار

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

گاهی فقط با صبر می توان از پستی و بلندی های زندگی عبور کرد. اما صبوری مثل انصاف است، گفتنش آسان، عمل کردنش دشوار.

«یا ایّها الّذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا واتّقوا الله لعلّکم تفلحون»*

 

*سوره ی «آل عمران»، آیه ی 200

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

تا یار مرا به شست گیرد

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

من خیلی که هنر کنم، در صف دشمنانت نباشم، «من خیر انصاره و اعوانه» و «مستشهدین بین یدیه» بودنم پیشکش، بماند برای آن ها که اهلیتش را دارند.

اما این که حق را بشناسی و همراهیش نکنی در برابر باطل، خیلی فرقی ندارد با این که در صف باطل بایستی.

مگر خودتان نظری کنید، تا دل من هم ...:

«در بحر فتاده ام چو ماهی / تا یار مرا به شست گیرد»*

 

*حافظ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

معجزه ی صبور الهی

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مادر، معجزه ی تمام و کمال تو است.

وقتی که مخلوقی و معجزه ای چون مادر داری، عجیب نیست که صبرت را پایانی نباشد.

 

پی نوشت: صبر، دستان مادر را چروک کرده است. مهرش اما مثل روز اول است.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

مانند آهن پاره ها در جذبه ی آهنربا*

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

سیر به سوی حق، مثل جذب براده های آهن است به سوی آهنربا، هر چه بیش تر به سوی او پیش بروی، سرعتت بیش تر می شود.

 

*مولوی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

علاقه ی اصولگرایانه یا علاقه ی لیلی گرایانه؟

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

احتمالاً بیش تر ما صفات و ویژگی هایی را به عنوان ویژگی مطلوب، صفت نیکو، ارزش و ... در نظر داریم. فعلاً از این که وجود و شکل گیری این ارزش ها چه میزان فطری و غریزی و چه قدر ناشی از شرایط محیطی، آموزشی، پرورشی و تربیتی است، صرف نظر کنیم. اگر بپذیریم که ما دارای تمایلات فطری و غریزی هستیم، به احتمال فراوان این تمایلات می توانند در ایجاد ارزش ها و معیارهای تشخیص ویژگی های مطلوب نقش اساسی ایفا کنند. از سوی دیگر شرایط محیطی، آموزشی و تربیتی بسته به میزان تأثیرگذاری آن ها می توانند در شکل گیری تمایلات و علائق ما مؤثر باشند.

به طور ویژه در روابط بین انسان ها، گاهی علاقه مندی بر اساس همین معیارها و ارزش ها شکل می گیرد. یعنی مثلاً فرد «الف» ویژگی های «x,y.z» را به عنوان صفات مطلوب در نظر دارد و با مشاهده ی این ویژگی ها در فرد «ب» به وی علاقه مند می شود. در اینجا علاقه به فرد بر اساس علاقه به صفات شکل می گیرد. در این موارد شاید بتوان گفت که اگر فرد «ج» هم به جای فرد «ب» بود، این علاقه مندی می توانست در فرد «الف» نسبت به «ج» ایجاد شود. شاید بتوان این نوع علاقه را علاقه ی اصولگرایانه نامید (بدون برداشت سیاسی).

اما گاهی بر خلاف حالت پیشین علاقه مندی فرد «الف» نسبت به فرد «ب» در حالی پیش می آید که فرد «ب» هیچ یک از معیارها و صفات مطلوب مورد نظر فرد «الف» را ندارد. در واقع «الف» به «ب» علاقه مند می شود، بدون آن که دلیل آن را بداند. در این مواقع افراد منطقی و پایبند به اصول احتمالاً دچار خوددرگیری می شوند. جنگی ناخواسته و احتمالاً شدید میان ارزش های منطقی ایشان و تمایل ناخودآگاهشان به وجود می آید. در صورت غلبه ی تمایل ناخودآگاه، احتمالاً در این حالت فرد «الف» شروع به توجیه تراشی برای ایجاد این علاقه و تصور صفات مطلوب برای فرد «ب» می کند که البته این توجیهات و صفات مطلوب نسبت به ایجاد علاقه دارای تأخیر هستند و حتی پیش تر از نظر فرد «الف» دلایل مقبول و صفات مطلوبی نبوده اند. اما چه می شود کرد که:

«حبّ شئ یعمی و یصم»*

و «اگر در دیده ی مجنون نشینی / به غیر از خوبی لیلی نبینی»**.

در این وضعیت، اصول مطلوب مجنون، همان ویژگی های لیلی است. شاید بتوانیم نام این نوع علاقه را، علاقه ی لیلی گرایانه بگذاریم.

شاید بتوان علاقه به وجود آمده در حالت اخیر را ناشی از تمایل فطری یا غریزی به یک ویژگی دانست که در فرآیند آموزش، پرورش و تربیت فرد به عنوان یک ارزش و صفت مطلوب در ذهن وی شکل نگرفته است، اما در لایه های نهان وجود او کششی به سوی این ویژگی وجود دارد.  حال این تمایل می تواند فطری (مربوط به صفات ویژه ی انسانی) و یا غریزی (مربوط به صفات مشترک حیوان و انسان) باشد. البته تشخیص این مسئله ممکن است دشوار باشد.

 

*امام علی (ع)

**وحشی بافقی

 

پی نوشت: خداوند یکتا که کامل مطلق است، به یقین مطلوب و معشوق کامل است (و البته عاشق کامل).

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

خیابان یک طرفه ی انتظار

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

میلادتان مبارک امام زمانم!

یک سال دیگر هم گذشت و من هیچ نکردم برای آمدنت و فردا نمی دانم میلاد شما را جشن بگیرم یا بی عرضگی و بی همتی خودم را عزا!

چه زمان طولانی شد، زمانی که شما امامش هستید. خوشا به حال زمانی که شما امامش هستید و خوشا به حال آنان که امام زمانی چون شما دارند و قدر می دانند.

حکایت امامت شما و پیروی من مثل خیابان یک سویه است. چه امام زمان خوبی و چه مأموم (پیرو) زمان بدی. شورش را درآورده ام با این انتظارم. شما منتظرترید از ما برای اصلاح ما و روزگارمان، دنیایمان و آخرتمان.

میلادتان مبارک، امام زمانم!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

غرور و عاشقی، زهی لاف دروغ

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

کسی می گفت: «بدا به حال آدم های مغرور، هنگامی که عاشق می شوند. له می شوند تا ابراز کنند احساسشان را. اگر این احساس دو سویه باشد و هر دو طرف هم مغرور باشند، آن وقت دیگر یکی از مزخرف ترین وضعیت های ممکن به وجود می آید».

البته مسئولیتش با خودش، حتماً تجربه ای داشته در این زمینه، حالا یا خودش تجربه کرده یا تجربه ی عینی بوده و در اطرافیان دیده است.

احتمالاً در این همین زمینه، دوست دیگری مطلب ظریف و جالبی نوشت که می توانید اینجا بخوانید. البته شاید در پاسخ به سؤال «کی کوتاه می آد؟» بهتر باشد که گفته شود: «کسی که زودتر احساسش بر غرورش غلبه کند». چرا که فکر نمی کنم متر و شاخص دقیقی برای سنجش میزان دوست داشتن وجود داشته باشد.

صرف نظر از ماهیت معشوق و نوع عشق، احتمالاً غرور در تضاد آشکار با عشق است و یکی از سخت ترین موانع در سیر عاشق به سوی معشوق است. به طور ویژه در حالتی که معشوق کامل مطلق (خدا) است، قطعاً با سیر عشق به سوی کمال، هیچ نشانی از غرور در عاشق باقی نخواهد ماند و آنچه را که خواست و اراده ی معشوق است به توکل و تسلیم و رضا پذیرا خواهد بود.

«زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت / کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد»*

هیچ اعتراضی هم نخواهد بود، هرگز.

«لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ / عشقبازان چنین مستحق هجرانند»*
 
 
*حافظ

پی نوشت:

بدا به حال من و ما اگر مدعی هستیم و راضی نیستیم به رضای او.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

نویزها و شایستگی دریافت اس ام اس

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

وقتی رو به روی مانیتور می نشینم، روی صفحه که نویز می افتد، گوشی را بر می دارم و منتظر می شوم که اس ام اس برسد. گاهی که از قبل منتظرم، لحظه شماری می کنم برای خواندنش.

نیمه ی شعبان نزدیک است. کسی خواهد آمد. صفحه ی دلم آن قدر صاف هست که نویزها را، نشانه ها را، پیش از رسیدن خبر دریافت کند؟ گوشی را دستم گرفته ام؟ لحظه شماری می کنم برای رسیدن خبر؟ منتظرم؟

 

پی نوشت: گاهی روی مانیتورم نویز می افتد، اما اس ام اسی نمی رسد. چه کردم که اس ام اس از نیمه ی راه بازگشت؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

آدم ها، غول ها، پیازها

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

گاهی به شدت از رفتار کسی شگفت زده می شویم. انگشت به دهان می مانیم و می گوییم که واقعاً از او بعید بود. اما آیا واقعاً از او بعید بود یا این ما هستیم که او و شخصیتش را آنچنان که هست نشناخته ایم، بلکه آنچنان که خواسته ایم در ذهن خود ساخته ایم. تمایل شدید ذهن ما به پیش بینی تمام رفتار آدم ها، در حالی که شناخت محدودی از آن ها داریم شگفت انگیز است. شاید بهتر باشد کمی بیش تر لایه های درونی شخصیت افراد را بشناسیم، البته نه با نیت تجسس و فضولی و مطالعه ی آزمایشگاهی، با نیت درک یک انسان، یک دوست.

این گفت و گو از انیمیشن سینمایی Shrek هم می تواند جالب باشد:

.Shrek: For your information, there's a lot more to ogres than people think
?Donkey: Example
!Shrek: Example... uh... ogres are like onions
[holds up an onion, which Donkey sniffs]
?Donkey: They stink
!Shrek: Yes... No
?Donkey: Oh, they make you cry
Shrek: No
Donkey: Oh, you leave 'em out in the sun, they get all brown, start sproutin' little white hairs
Shrek: [peels an onion] NO! Layers. Onions have layers. Ogres have layers. Onions have layers. You get it? We both have layers
[walks off]
Donkey: Oh, you both have LAYERS. Oh. You know, not everybody like onions. What about cake? Everybody loves cake
*Shrek: I don't care what everyone else likes! Ogres are not like cakes

 

*Memorable quotes for Shrek

 

پی نوشت: 

اول) «هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من» (مولوی)

دوم) در همین ارتباط، مراجعه فرمایید به مطلب «اثر هاله ای - halo effect» در وبلاگ «و واعدنا موسی ثلاثین لیله ...».

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

دوست داشتن، جوشش، کوشش

از بین آن که دوستت دارد و آن که دوستش داری، کدام را انتخاب می کنی (با فرض این که هر کدام فقط یکی از این شرایط را دارند)؟

اگر انتخاب گزینه ی دوم است، آیا این نشان دهنده ی این است که میل و نیاز به دوست داشتن از میل و نیاز به دوست داشته شدن قوی تر و اصیل تر است؟

آیا نمی شود به جای تلاش برای جلب محبت آن که دوستش داری، برای دوست داشتن آن که دوستت دارد بکوشی؟

آیا دوست داشتن بیش از آن که کوششی و آگاهانه باشد، جوششی و ناخودآگاه است؟

آیا دوست داشتن میل و نیاز چیره بر تمام امیال و نیازهاست؟

آیا ما همیشه کاری را انجام می دهیم و راهی را انتخاب می کنیم که دوست داریم؟

آیا تمام اولویت ها بر اساس شدت دوست داشتن تعیین می شوند؟

 

پی نوشت: دسته بندی جوششی و کوششی را فردی برای اشعار به کار برده بود. واقعاً در حال حاضر حضور ذهن ندارم چه کسی این دسته بندی را انجام داده بود.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف