مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

۹۲ مطلب با موضوع «به من» ثبت شده است

من اگر جای خودم بودم ...

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مهم‌تر از این‌که اگر من جای فلان کس یا در فلان موقعیت بودم چه می‌کردم، این است که در موقعیت کنونی خودم چه می‌کنم. باید اولویت صرف زمان و توان بر آن‌چه «می‌شود» را نسبت به آن‌چه «اگر می‌شد» در نظر گرفت که مبادا گرفتار سکون و خیالبافی شوم و از راه بمانم. البته که آن‌چه «می‌شود» هم باید «بشود» که اگر نه، باز دستم خالی خواهد ماند و فکرم گرفتار.

من، بی اما و اگر، فقط جای خودم هستم. باید خودم را بگذارم جای خودم و ببینم چه باید بکنم و چه می‌کنم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عین الف

روی گردان، روی گریان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مکرر (به‌ویژه درباره‌ی گروهی از اهل کتاب) می‌گوید روی‌گردان نشدند یا کافر نشدند مگر پس از آن که به حقیقت علم یافتند. مگر می‌شود؟ چرا و چه‌طور پس از آن که حقیقت را دانستند به آن کافر شدند یا از آن روی گرداندند؟

یک نگاه به روزها و سال‌های گذشته از زندگی، مجموعه‌ای از موقعیت‌ها و تصمیم‌ها را به یادم می‌آورد که می‌دانستم و خودم را به ندانستن زدم و می‌دیدم و نادیده گرفتم، چون میلی و هوسی بود به سویی دیگر که می‌طلبید روی‌گرداندن و نادیده‌گرفتن را، نفهمیدن را.

خدایا ما را لحظه‌ای به خود وامگذار! روی‌ ما را به‌سوی خودت بگردان و روی گردان را روی گریان کن!

____________________________________________________________

پی‌نوشت: طاعاتتان قبول و عیدتان با تأخیر بسیار مبارک!
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف

هزار و یک ...

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

هزار و یک مشکل هست، هزار و یک دلیل برای دل کندن و رفتن یا هزار و یک دلیل برای ماندن و تلاش کردن، هزار و یک مسأله برای حل کردن.

____________________________________________________________

پی‌نوشت:
اول) بعضی مشکلات با هم مرتبط هستند، پس شاید تعداد راه‌ها هزار و یک نباشد.
دوم) بسته به زوایه‌ی دید، رفتن شاید یک راه‌حل باشد، شاید هم تغییر یا پاک کردن مسأله.
۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
عین الف

دقت کم، سلیقه‌ی کج

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

اگر از شما بخواهند یک برنامه را به‌عنوان رسمی‌ترین برنامه‌ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نام ببرید، آن برنامه کدام خواهد بود؟ به گمانم، در نظر بسیاری از مردم، اولین گزینه بخش خبری سراسری ساعت 21 شبکه‌ی 1 سیما باشد.

اگر از شما بخواهند طرحی را برای قالب و محتوای تیتراژ یک بخش خبری ورزشی سیمای جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کنید، پیشنهادتان چه خواهد بود؟ احتمالاً اکثر افراد استفاده از تصاویر ورزشی را پیشنهاد می‌کنند، اما کدام نوعش، تصاویری از رقابت‌های ورزشی واقعی، تصاویر ورزشی که صرفاً برای کاربردهای نمایشی تهیه شده‌اند، انیمیشن و یا حتی ترکیبی از این‌ها؟ شاید استفاده از برش‌هایی از لحظات خاطره‌انگیز و پرافتخار ورزش ایران در رقابت‌های مختلف هم بتواند در این میان جایی داشته باشد. وقتی صحبت از افتخارات ورزشی باشد، قطعاً کشتی با وجود فراز و نشیب‌ها، همچنان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌هاست. صحنه‌هایی از اجرای فنون توسط کشتی‌گیران ایرانی یا رفتن روی سکوی قهرمانی جهان و المپیک می‌توانند انتخاب‌های جذابی باشند.

اگر تیتراژ اخبار ورزشی بخش خبری سراسری ساعت 21 شبکه‌ی 1 سیما را دیده باشید، احتمالاً متوجه شده‌اید که این تیتراژ با دو صحنه‌ی واقعی از رقابت‌های ورزشی آغاز می‌شود و بعد با تعدادی تصویر ورزشی نمایشی (یا حداقل تصاویری که ماهیت رقابت در آن مشخص نیست) دنبال می‌شود. صحنه‌ی اول، در یکی از مسابقات تیم ملی والیبال ایران، بازیکن تیم امریکا توپ را از کنار دستان مدافعان ایرانی (مشخصاً‌ فرهاد قائمی) وارد زمین ایران می‌کند. در صحنه‌ی دوم که مربوط به کشتی است، کشتی‌گیر امریکایی (جیمز گرین) با کمرگیری از کشتی‌گیر ایرانی (مصطفی حسینخانی) در حال خاک کردن اوست. البته اگر ملیت حریفان هم تغییری می‌کرد، در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی‌کرد، اما با توجه به برخی حساسیت‌هایی که گاه منجر به اقدامات عجیبی مثل پخش نکردن سرود ملی کشورها در جریان بازی والیبال ایران و امریکا می‌شود، امریکایی بودن حریفان در هر دوصحنه بار طنز ماجرا را بیش‌تر می‌کند. ای کاش تهیه‌کنندگان این تیتراژ دقت و سلیقه‌ی بیش‌تری صرف می‌کردند.

کل زمان تیتراژ مذکور در حدود 5 ثانیه است و صحنه‌های یاد‌شده در نهایت 2 ثانیه طول می‌کشند. از‌این‌رو شاید کل این موضوع اهمیت چندانی نداشته باشد، اما بی‌توجهی به جزئیات نشانه‌ی خوبی نیست. بی‌توجهی به جزئیات مانع از استواری کارها و رسیدن به اهداف مطلوب می‌شود.

____________________________________________________________

پی‌نوشت

اول) متأسفانه من خودم هم خیلی آدم دقیق و حواس‌جمعی نیستم، اما در سطحی که هستم ممکن است اشتباهاتم به این گستردگی دیده نشود. در هر حال باید برای اصلاح رفتارهای نامطلوب تلاش کرد.
دوم) ان‌شاء‌الله سال پیش رو برای همه‌ی دوستان سال خوبی باشد!

 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عین الف

دنیای قشنگ نو

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

برای چند سال ظاهراً کابوس مردم شرق و غرب جهان بودند. هر خبر و هر جنایتشان تیتر یک و خبر اول بسیاری از رسانه‌های دنیا بود. حالا اما، انگار خبر نابودیشان به خیلی از آن رسانه‌ها نرسیده است. انگار اتفاق خاصی نیفتاده است، چیزی در این حد که پلیس یک گروه بزهکار در یکی از روستاهای سوریه یا عراق را متلاشی کرده است.گویی بودنشان را خوش‌تر می‌داشتند. آن‌جا که هیچ، همین‌جا در بعضی از روزنامه‌ها و رسانه‌های خودمان هم، شده خبری کم‌اهمیت‌تر از بست‌نشینی رفقا، هم‌ارز خبر افزایش قیمت نان. فرض محال که محال نیست، فرض کنید امریکا خبر نابودی داعش را در نبرد با ائتلاف اعلام می‌کرد، چه خبر می‌شد آن‌جا و شاید حتی همین‌جا؟! چه خبر می‌شد؟!

کجای این «دنیای قشنگ نو» را باور کنیم؟

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف

وسع تو عذرخواهی ندارد، حال من شرمندگی دارد

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

غبطه می‌خورم به بلندای روح بعضی آدم‌ها و تأسف به حال خودم.

مطلب زیر (و عکس‌های مرتبط) از کانال «کشکول» جناب آقای محسن مهدیان بازنشر می‌شود:

 

«بخدا مردم ما خوبند...

زنگ زد گفت یک پتو دارم. میاید تحویل بگیرید.

گفتم: ببخشید. دیر گفتید. بار کرمانشاه رفته.

گفت: پس شماره کارت بدید پول بریزم.

بعد هم ‌پیامکش اومد (داخل عکسه)

میگه ببخشید وسع من کمه. 40 تومن ریختم. طلا هم دارم ولی امکان تبدیلش رو ندارم.

گفتم ما انجام می‌دیم.

حالا زنگ‌زده میگه این طلاها خیلی هم ارزش نداره. نهایتن ۶۰۰ تومن.

گفتم خدا قبول کنه

گفت چطوری برسونم؟

گفتم اسنپ بگیرید لطفن.

گفت: ببخشید. ولی دیگه هیچی پول ندارم

 

از اینا شما هم سراغ دارید. برای خودتان مرور کنید.

 

یکی دیگه پیامک زده من کارگرم. 50 تومن بفرستم؟ (داخل عکس)

 

دینداری یعنی همین. معرفت مردم ما در هویتشان است.

اما مسئولین...

هنوز درگیرند که چه کسی مقصر است؟ این یا اون.

آن یکی نهاد هم که همه ماه و سال بیکارست تا بحران را مدیریت کند، خودش با بی‌مدیریتی عامل بحران است.

کاش قدر مردم را بدانیم...»



http://yon.ir/hopDK

کشکولی

@mohsen_mahdian
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عین الف

دلی برای سپردن

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

بادا که چنین دل بسپاریم، چنین مجذوب شویم و چنین عاقبت‌به‌خیر:

«هر که به حسین (ع) دل می‌سپارد، پیداست که دلی برای سپردن دارد.

هر که برای حسین (ع) اشک می‌ریزد، پیداست که چشمی برای گریستن و اشکی برای ریختن دارد. هر که در مصیبت حسین (ع)، دلش می‌شکند و اشکش جاری می‌شود، پیداست که اهل محبت است. و هر که اهل محبت است، مجذوب حسین (ع) می‌شود؛ دیر یا زود، خودآگاه یا ناخودآگاه.

و هر که مجذوب حسین (ع) شود، از جنس حسین (ع) می‌شود، متصف به صفات حسین (ع) می‌شود. متخلّق به اخلاق حسین (ع) می‌شود.

و در دنیا هر که از جنس حسین (ع) باشد، هر که مجذوب حسین (ع) بشود، هر که با حسین (ع) پیوند بخورد، هر که حسینی شود، در جهان آخرت نیز حسین (ع) سراغش را می‌گیرد، پیدایش می‌کند و رفاقت و شفاعت و همدمی‌اش را با او ادامه می‌دهد.»1

_______________________________________________

1 سید‌مهدی شجاعی، سقای آب و ادب، (نشر) کتاب نیستان، ص 168.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
عین الف

از سلفی تا ...

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

عکس سلفی و گسترش چشمگیر آن، شاید نماد و نشانه‌ی مناسبی از دوران کنونی ما و وضعیت اخلاقی آن باشد. در متن هر تصویری، حضور من است که مهم است. هر صحنه و منظره و مکانی در پس‌زمینه‌ی تصویر من اهمیت می‌یابد. ببینید که من این‌جا بودم. بدانید که من آن‌جا رفته‌ام. منم که مرکز آن منظره‌ی زیبا هستم. منم که زائر این مکان مقدس بودم. منم که سیاح این طبیعت بکر و آن بنای تاریخی هستم. من، من، من، من، ... .

مرا ببینید در این نمایشگاه آثار هنری، در آن کنسرت موسیقی، با این هنرمند، با آن ورزشکار، با آن پزشک مشهور، با آن مخترع بزرگ، با آن سوژه‌ی شبکه‌های اجتماعی، با این ماشین، با آن خانه، با آن ... . مرا ببینید، مرا ببینید، مرا ببینید، ... .

_______________________________________________

 lim  photo = selfie

manselfish




۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
عین الف

به از نشستن باطل

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

متأسفانه برای من کم پیش نیامده است که به‌دلیل فراهم نبودن شرایط مطلوب کاری را شروع نکرده‌ام و یا فعالیتی را کنار گذاشته‌ام و البته حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه کرده‌ام و باید این رویه را اصلاح کنم. اگرچه پیام بیت زیر به‌نظر بدیهی می‌رسد، اما در واقع یک اصل و روش بسیار مهم زندگی در آن خلاصه شده است که درک آن و پیروی از آن، تأثیر شگرفی بر جریان زندگی خواهد داشت:

به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم1

که بر ما و از ما بیش از قدر وسعمان تکلیفی و انتظاری نیست. اگر در عمل کردن با شرایط غیرایده‌آل موجود، خسارتی بیش از خسارت انتظار بی‌سرانجام و بی‌عملی وجود ندارد، قدم در راه بگذاریم و بعد به قدر توان در تکمیل نواقص و اصلاح کژی‌ها بکوشیم. نکته‌ی زیر از استاد علی صفایی حائری هم نسبت به این موضوع بی‌ارتباط نیست:

«یکی از مکرهای شیطان همین است. وقتی که مشکلی پیش می‌آید، اصل صورت مسأله را پاک می‌کند. می‌گوید: نمازت را این‌جوری خواندی، اصلاً نماز نخوان. نمی‌آید عیب را بردارد. سفره‌ای انداخته‌ای، در آن دعوا شده، می‌گوید دیگر سفره نینداز. نه، سفره را بینداز، این کار را منتفی کن. نماز را بخوان و این مشکل را بردار. مکر شیطان این است که از بدی‌ای که به‌وجود می‌آید، همه‌ی مسأله را زیر سؤال می‌برد که رابطه دیگر برقرار نکن، با مادرت دیگر نیا، با خانواده‌ات نروی، با فلانی نروی، بچه‌اش بچه‌ام را چه‌کار کرد ...»2

_______________________________________________

1 سعدی

2 علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد، انتشارات لیله‌‌القدر، ص 57.

پی‌نوشت: این مطلب به‌نوعی تکرار یکی از مطالب پیشین شد.

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف

به قیمتش، به اهلش

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

جان آدم‌ها سخت ارزشمند است، آدمیتشان ارزشمندتر.
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف