مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

من عین الف نه، مثل دالم.

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استاد علی صفایی حائری» ثبت شده است

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

متأسفانه برای من کم پیش نیامده است که به‌دلیل فراهم نبودن شرایط مطلوب کاری را شروع نکرده‌ام و یا فعالیتی را کنار گذاشته‌ام و البته حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه کرده‌ام و باید این رویه را اصلاح کنم. اگرچه پیام بیت زیر به‌نظر بدیهی می‌رسد، اما در واقع یک اصل و روش بسیار مهم زندگی در آن خلاصه شده است که درک آن و پیروی از آن، تأثیر شگرفی بر جریان زندگی خواهد داشت:

به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم1

که بر ما و از ما بیش از قدر وسعمان تکلیفی و انتظاری نیست. اگر در عمل کردن با شرایط غیرایده‌آل موجود، خسارتی بیش از خسارت انتظار بی‌سرانجام و بی‌عملی وجود ندارد، قدم در راه بگذاریم و بعد به قدر توان در تکمیل نواقص و اصلاح کژی‌ها بکوشیم. نکته‌ی زیر از استاد علی صفایی حائری هم نسبت به این موضوع بی‌ارتباط نیست:

«یکی از مکرهای شیطان همین است. وقتی که مشکلی پیش می‌آید، اصل صورت مسأله را پاک می‌کند. می‌گوید: نمازت را این‌جوری خواندی، اصلاً نماز نخوان. نمی‌آید عیب را بردارد. سفره‌ای انداخته‌ای، در آن دعوا شده، می‌گوید دیگر سفره نینداز. نه، سفره را بینداز، این کار را منتفی کن. نماز را بخوان و این مشکل را بردار. مکر شیطان این است که از بدی‌ای که به‌وجود می‌آید، همه‌ی مسأله را زیر سؤال می‌برد که رابطه دیگر برقرار نکن، با مادرت دیگر نیا، با خانواده‌ات نروی، با فلانی نروی، بچه‌اش بچه‌ام را چه‌کار کرد ...»2

_______________________________________________

1 سعدی

2 علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد، انتشارات لیله‌‌القدر، ص 57.

پی‌نوشت: این مطلب به‌نوعی تکرار یکی از مطالب پیشین شد.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مرگ قطعی‌ترین حادثه‌ی زندگی است، حتی قطعی‌تر از نفس کشیدن. پس نگاه بزرگان این‌گونه است: «اکنون که ناچار مرگ ما را انتخاب می‌کند، بگذارید ما مرگی را انتخاب کنیم که آبستن زندگی باشد»*.

________________________________________________

* علی صفایی حائری، عاشورا، صفحه 20، انتشارات لیلة‌القدر

  • عین الف

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«پس خدا هست؛ چون انسان تشنه است و از چشمههای دنیای بیرون و درونش سیراب نمیشود. و جهنم هست؛ که تشنگی، سوزان است و سخت سوزنده.»*

____________________________________________

* علی صفایی حائری، بررسی، ص 36، انتشارات لیلةالقدر، 1391.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

در وبلاگ قبلی، مطلب زیر را نوشته بودم که نمی‌دانم چه بر سرش آمده است، خودم از اینجا حذفش کردم، یا در جریان اثاث‌کشی جایی گم شده است.


***

خدایا آن‌گاه که به نام تو برای کاری قیام می‌کنم، ریا چه نزدیک است و آن‌گاه که عملی را برای پرهیز از ریا فرو‌می‌گذارم، چه نزدیک‌تر. آن‌کس که در دلش امید به نگاه مردم دارد، نه از قیامش طرفی می‌بندد، نه از قعودش خیری می‌بیند. پایبند ریای مضاعف است.

به تو پناه می‌آورم.

 

پی نوشت: بدا به حال ریاکاران، حتی آنان که دلبسته‌ی نگاه مردم در رستاخیزند.

***

مطلبی که در ادامه می‌آید، از کتاب «صراط»، تألیف استاد علی صفایی حائری نقل می‌شود:

«و این شیطان‌ها هستند که از راه‌های گوناگون شروع می‌کنند، حتی از راه عبادت تو را بیکار می‌کنند. می‌گویند: نماز نخوان، مردم خیال می‌کنند که تو ریا کرده‌ای و تو بی‌خیال برای این که ریا نکنی، نمازت را نمی‌خوانی و یا نماز شب را کنار می‌گذاری. غافل از آن که تو به‌خاطر مردم نماز نخوانده‌ای و گرفتار این ریای منحوس‌تر شده‌ای.

آخر با گفتن مردم و خیال آن‌ها تو ریاکار نمی‌شوی.

ریا هنگامی است که آن‌ها محرک تو باشند و در تو اثر بگذارند.» (صراط، صص 20-19)

  • عین الف