مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

من عین الف نه، مثل دالم.

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

از برخی سختی‌ها و مشکلات کوچک سفر گفته بودند و همان‌ها بود، چیزی کم یا بیش. از زیبایی‌هایش، از حالش هر چه‌قدر خواسته بودند بگویند، نتوانسته بودند، گفتنی نبود. هر چه‌قدر می‌خواهم بگویم، نمی‌توانم، گفتنی نیست، به زبان جاری نمی‌شود، فقط گاهی از چشم‌ها.

نصیبتان ان شاء الله!

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

متأسفانه برای من کم پیش نیامده است که به‌دلیل فراهم نبودن شرایط مطلوب کاری را شروع نکرده‌ام و یا فعالیتی را کنار گذاشته‌ام و البته حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه کرده‌ام و باید این رویه را اصلاح کنم. اگرچه پیام بیت زیر به‌نظر بدیهی می‌رسد، اما در واقع یک اصل و روش بسیار مهم زندگی در آن خلاصه شده است که درک آن و پیروی از آن، تأثیر شگرفی بر جریان زندگی خواهد داشت:

به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم1

که بر ما و از ما بیش از قدر وسعمان تکلیفی و انتظاری نیست. اگر در عمل کردن با شرایط غیرایده‌آل موجود، خسارتی بیش از خسارت انتظار بی‌سرانجام و بی‌عملی وجود ندارد، قدم در راه بگذاریم و بعد به قدر توان در تکمیل نواقص و اصلاح کژی‌ها بکوشیم. نکته‌ی زیر از استاد علی صفایی حائری هم نسبت به این موضوع بی‌ارتباط نیست:

«یکی از مکرهای شیطان همین است. وقتی که مشکلی پیش می‌آید، اصل صورت مسأله را پاک می‌کند. می‌گوید: نمازت را این‌جوری خواندی، اصلاً نماز نخوان. نمی‌آید عیب را بردارد. سفره‌ای انداخته‌ای، در آن دعوا شده، می‌گوید دیگر سفره نینداز. نه، سفره را بینداز، این کار را منتفی کن. نماز را بخوان و این مشکل را بردار. مکر شیطان این است که از بدی‌ای که به‌وجود می‌آید، همه‌ی مسأله را زیر سؤال می‌برد که رابطه دیگر برقرار نکن، با مادرت دیگر نیا، با خانواده‌ات نروی، با فلانی نروی، بچه‌اش بچه‌ام را چه‌کار کرد ...»2

_______________________________________________

1 سعدی

2 علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد، انتشارات لیله‌‌القدر، ص 57.

پی‌نوشت: این مطلب به‌نوعی تکرار یکی از مطالب پیشین شد.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«عادت ویران‌گرِ ایمان است، چرا که میان عمل ظاهر و حکمت باطنی آن عمل فاصله می‌اندازد و اعمال و اذکار و اوراد را از روح تهی می‌سازد.»1

***

«حقیقت یک‌سویه است و بنابراین، دجال در عین آن‌که حقیقت را وارونه می‌کند، باید بتواند که خود را به‌جای حقیقت جا بزند، چرا که باطل اگر در ظاهر نیز جلوه‌ی باطل داشته باشد، زود رسوا خواهد شد. پس بزرگ‌ترین موفقیت شیطان در آن‌جاست که توانسته بر قضایای پارادوکسیکال اتکا کند و تناقضات را با هم آشتی دهد.»2

***

«شاعر از محارم راز است؛ گوش در ملکوت دارد و دهان در عالم مُلک و آن‌چه که از ملکوت می‌شنود بازمی‌گوید. حتی آن شاعران که زبان شیاطین‌اند، شعر خود را از آسمان دزدیده‌اند: و حَفِظناها مِن کُلِّ شَیطانٍ رَجیمٍ * اِلاّ مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَاَتبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ»3

***

«شعر آینه‌ی راز است و محارم راز می‌دانند که راز در بیان نمی‌آید؛ اشارتی و دیگر هیچ، و همین اشارت نیز به زبان رمز است. زبان شعر، زبان رمز است، چرا که راز جز در رمز نمی‌نشیند.»4

_______________________________________________

1 سید مرتضی آوینی، فردایی دیگر، صص 26-25.

2 سید مرتضی آوینی، فردایی دیگر، ص 65.

3 سید مرتضی آوینی، فردایی دیگر، ص 129.

4 سید مرتضی آوینی، فردایی دیگر، ص 130.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

جان آدم‌ها سخت ارزشمند است، آدمیتشان ارزشمندتر.
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مهم است فکر کردن به این که خوب بودنمان چه‌قدر به تلاش برای خوب جلوه کردن در چشم مردم ارتباط دارد. مهم است که کارهایمان چه‌قدر واقعاً برای خداست و چه‌قدر برای بزرگ کردن اسم خودمان (آن هم به گمان خودمان). آن هم فقط برای اسم خودمان، و اگر نه بهترین کار برای خودمان، همان است که بیش‌تر برای او و نزدیک به رضای اوست. مهم است برای این که موجب اصلاح نیت شود، نه برای این که عمل را تعطیل کند. این‌ها همه ابتدایی و بدیهی و تکراری است، اما مهم است. مهم است چون مدت‌هاست در همین ابتدائیات و بدیهیات مانده‌ام، در تکرار زبانی مانده‌ام و در عمل یک گام پیش نرفته‌ام.

___________________________________________________

پی‌نوشت: چند روز پیش خبر رسید که آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، به لطف و کرم نامم را خوانده‌اند که اگر خدا بخواهد حدود دو ماه دیگر برای اولین بار به زیارت عتبات مهمانشان شوم. اگر توصیه‌ای دارید برای آماده شدن بهتر برای این مهمانی و محظوظ شدن بیش‌تر از برکات آن، بزرگوارانه مرا بهره‌مند نمایید. بسیار محتاج دعای همه‌ی بزرگواران هستم.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

کار مهم را با کار پرسروصدا اشتباه گرفتیم، اهمیت را با شهرت و درستی را با چشمگیر و خوشایند این و آن بودن. بعد هی اشتباه رفتیم و خسته شدیم و نرسیدیم. هی پی ناممان دویدیم و دور خودمان گشتیم و از نفس افتادیم و سرگیجه گرفتیم و آخر ... دست‌هایمان خالی ماند.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

این مطلب فقط یک التماس دعاست از همه‌ی دوستانی که لطف دارند و به اینجا سر می‌زنند و نادیده و بدون تعارف به صفا و پاکی روحشان بسیار معتقدم. التماس دعایی است برای عزیزی که ....

خدا خیرتان دهد، بسیار!

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

فی‌الحال آن‌چه هست افکار و کلمات پراکنده است و آن‌چه نیست رشته‌ای است برای نظم و نسق بخشیدنشان. حداقل مثل حافظ معذور هم نیستم بابت رشته‌ی گسسته.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«سرّ آن که جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می‌شود در کجاست؟ طبیعت بشری در جست‌و‌جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می‌طلبد. یاران! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است که اسلام آورده‌اند اما در جست‌و‌جوی حقیقت ایمان نیستند. کنج فراغتی و رزقی مکفی ... دل‌خوش به نمازی غراب‌وار و دعایی که بر زبان می‌گذرد اما ریشه‌اش در دل نیست، در باد است. در جست‌و‌جوی مأمنی که او را از مکر خدا پناه دهد؛ در جست‌و‌جوی غفلت‌کده‌ای که او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل که خانه‌ی غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است که صخره‌های بلند را نیز خرد می‌کند و در مسیر دره‌ها آن همه می‌غلتاند تا پیوسته‌ی خاک شود.»1

***

«عقل نهیب می‌زند که ای آرزومند، این آرزو که کاش حق بی‌حجاب در دنیا جلوه می‌کرد، یعنی ای کاش دنیا خلق نمی‌شد!»2

***

«دین‌دار آن است که در کشاکش بلا دین‌دار بماند، وگرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم، چه بسیارند اهل دین، آن‌جا که شرط دین‌داری جز نمازی غراب‌وار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گرد خانه‌ای سنگی نباشد.»3

_______________________________________________

1 سید مرتضی آوینی، فتح خون، نشر واحه، ص 25.

2 سید مرتضی آوینی، فتح خون ، ص 99.

3 سید مرتضی آوینی، فتح خون ، ص 113.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

روزهایی که گذشت نشان داد که اخلاق و اصول اخلاقی برای برخی از ما یک اعتقاد نیست، بلکه لقلقه‌ی زبان و ابزاری است برای کوبیدن و از میدان راندن رقیب. اخلاق‌فروشی است. این مسئله نه تنها منحصر به عملکرد خود نامزدها نبود، بلکه در بین هوادارانی که خود داعیه‌ی اخلاق‌گرایی دارند با گستردگی دوچندان دیده می‌شد. به قول یکی از دوستان خدا می‌داند که اگر ما به مسئولیتی برسیم، اوضاع و احوالمان بهتر از مسئولین فعلی خواهد بود یا خیر. البته که ارزیابی رفتار و عملکرد همه‌ی مسئولین (نه مقام انسانی آن‌ها)، نه تنها حق، بلکه تکلیف همه‌ی ما است.

_____________________________________________________________

پی‌نوشت: آقای حسین دهباشی امروز مطلب قابل‌تأملی را در کانال تلگرام خود منتشر کرده‌اند (البته که از قد من خیلی بلندتر است):

"محمد جهان‌آرا در سخت‌ترین روزهای خرمشهر هم مکرر می‌گفت: «شهر اگر سقوط کرد، دوباره پس می‌گیریم، مراقب باشید ایمان‌مان سقوط نکند!»

حالا تو به جای شهر بگذار انتخابات یا هرچی!"

  • عین الف