مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

من عین الف نه، مثل دالم.

۶ مطلب با موضوع «بدیهیات» ثبت شده است

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

متأسفانه برای من کم پیش نیامده است که به‌دلیل فراهم نبودن شرایط مطلوب کاری را شروع نکرده‌ام و یا فعالیتی را کنار گذاشته‌ام و البته حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه کرده‌ام و باید این رویه را اصلاح کنم. اگرچه پیام بیت زیر به‌نظر بدیهی می‌رسد، اما در واقع یک اصل و روش بسیار مهم زندگی در آن خلاصه شده است که درک آن و پیروی از آن، تأثیر شگرفی بر جریان زندگی خواهد داشت:

به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم1

که بر ما و از ما بیش از قدر وسعمان تکلیفی و انتظاری نیست. اگر در عمل کردن با شرایط غیرایده‌آل موجود، خسارتی بیش از خسارت انتظار بی‌سرانجام و بی‌عملی وجود ندارد، قدم در راه بگذاریم و بعد به قدر توان در تکمیل نواقص و اصلاح کژی‌ها بکوشیم. نکته‌ی زیر از استاد علی صفایی حائری هم نسبت به این موضوع بی‌ارتباط نیست:

«یکی از مکرهای شیطان همین است. وقتی که مشکلی پیش می‌آید، اصل صورت مسأله را پاک می‌کند. می‌گوید: نمازت را این‌جوری خواندی، اصلاً نماز نخوان. نمی‌آید عیب را بردارد. سفره‌ای انداخته‌ای، در آن دعوا شده، می‌گوید دیگر سفره نینداز. نه، سفره را بینداز، این کار را منتفی کن. نماز را بخوان و این مشکل را بردار. مکر شیطان این است که از بدی‌ای که به‌وجود می‌آید، همه‌ی مسأله را زیر سؤال می‌برد که رابطه دیگر برقرار نکن، با مادرت دیگر نیا، با خانواده‌ات نروی، با فلانی نروی، بچه‌اش بچه‌ام را چه‌کار کرد ...»2

_______________________________________________

1 سعدی

2 علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد، انتشارات لیله‌‌القدر، ص 57.

پی‌نوشت: این مطلب به‌نوعی تکرار یکی از مطالب پیشین شد.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مهم است فکر کردن به این که خوب بودنمان چه‌قدر به تلاش برای خوب جلوه کردن در چشم مردم ارتباط دارد. مهم است که کارهایمان چه‌قدر واقعاً برای خداست و چه‌قدر برای بزرگ کردن اسم خودمان (آن هم به گمان خودمان). آن هم فقط برای اسم خودمان، و اگر نه بهترین کار برای خودمان، همان است که بیش‌تر برای او و نزدیک به رضای اوست. مهم است برای این که موجب اصلاح نیت شود، نه برای این که عمل را تعطیل کند. این‌ها همه ابتدایی و بدیهی و تکراری است، اما مهم است. مهم است چون مدت‌هاست در همین ابتدائیات و بدیهیات مانده‌ام، در تکرار زبانی مانده‌ام و در عمل یک گام پیش نرفته‌ام.

___________________________________________________

پی‌نوشت: چند روز پیش خبر رسید که آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، به لطف و کرم نامم را خوانده‌اند که اگر خدا بخواهد حدود دو ماه دیگر برای اولین بار به زیارت عتبات مهمانشان شوم. اگر توصیه‌ای دارید برای آماده شدن بهتر برای این مهمانی و محظوظ شدن بیش‌تر از برکات آن، بزرگوارانه مرا بهره‌مند نمایید. بسیار محتاج دعای همه‌ی بزرگواران هستم.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

نماز خوب، فهم انسان از زندگی را ارتقا می‌دهد، این فهم ارتقا یافته باید به کار بسته شود و عمل انسان را بهبود بخشد. به کار بستن مفاهیم و آموخته‌ها، باز سبب فهم انسان از زندگی می‌شود و ارتقای فهم انسان از زندگی موجب بهبود کیفیت نماز انسان می‌شود و این ماجرا می‌تواند ادامه یابد، مشروط بر آن «باید». این که هر فهم و هر دانشی اگر در عرصه‌ی عمل به کار گرفته نشود (به شرط تحقق شرایط)، بی‌فایده و بی‌بازده خواهد بود روشن و بدیهی است، اما آن‌چه که خطرناک است و ممکن است مغفول بماند آن است که این علم بی‌تحرک، این دانش درجای‌خود‌ننشسته و به‌کارنبسته می‌تواند مانع رشد و موجب فساد و تباهی شود. غذای مازاد بر نیازی است که که بخشی از آن از بین می‌رود و می‌شود اسراف و بخش دیگر، انباشته می‌شود و منجر به بیماری.

_____________________________________________________

پی‌نوشت: به نظرم می‌رسد که به قدر کافی کتاب نمی‌خوانم، اما به میزان عملم که نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم همین‌قدر هم زیادی است. البته که اولی را نباید کم کرد، بر اولی باید اضافه کرد و بر دومی دوچندان باید افزود.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

هر قدر هم که هدف‌ها عالی باشند و جهت‌گیری‌ها صحیح، اگر برنامه‌ریزی خوب و دقیقی برای جزئیات وجود نداشته باشد، به اهداف مورد نظر نزدیک نخواهیم شد. در حالت بدبینانه‌اش حتی راه را دورتر خواهیم کرد. باید به جزئیات اهمیت بدهیم. خیلی چیزها، حتی خود آدم‌ها به قول مصطفی مستور* در جزئیات تباه می‌شوند، اما بسیاری از آن­ها فقط به دنبال کلیات هستند و به جزئیات اهمیت نمی‌دهند.

_____________________________________________________________

* در داستان کوتاهی به نام «هل من محیص» از کتاب «عشق روی پیاده‌رو».

  • عین الف
با توجه به این که مطلب کمی طولانی است و نکته‌ی ویژه‌ای ندارد، شاید برای ارائه در فضای عمومی چندان مناسب نباشد. در این مطلب تنها یک دو نکته‌ی به ظاهر روشن مکتوب شده‌اند بیش‌تر برای از یاد نبردن دلایل شکل گرفتن یک وضعیت نامطلوب و در نظر گرفتن آن‌ها برای اصلاح آن وضعیت.
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

برخی مواقع، استفاده از یک موقعیت و گزینه­‌ی ظاهراً غیرایده‌­آل به چند جهت می­‌تواند بهتر از در انتظار موقعیت ایده‌­آل ماندن باشد:

  •  اگرچه ممکن است گزینه­‌ی غیرایده‌­آل، نتیجه­‌ی مطلوب و کامل را حاصل نکند، اما به هر حال کسب بخشی از نتیجه­‌ی مطلوب هم نسبتاً بهتر از آن است که در خیال نتیجه‌­ی مطلوب تا انتها دست خالی بمانیم.

  • اگر گزینه­‌ی مورد آزمایش کاملاً هم از نتیجه­‌ی مطلوب دور بماند، حداقل این فایده از پیگیری آن حاصل می­‌شود که بخشی از فکر و انرژی ذهنی را که در صورت عدم پیگیری این گزینه به آن معطوف می­‌ماند، آزاد می­‌کند تا بتوان آن را بر روی گزینه­‌های بعدی متمرکز کرد.

  • گاهی یک گزینه با وجود آن که خود به نتیجه­‌ی مطلوب نمی­‌رسد، می­‌تواند نقطه‌­ی آغاز و بستری برای شکل­‌گیری ایده‌­های جدید باشد. به­‌علاوه، گاه تجربه­‌های اندوخته در طی مسیر گزینه­‌ی پیشین می­‌توانند در پیگیری گزینه‌­های بعدی، مفید واقع شوند.

البته اگر فواید عمل نکردن به گزینه‌­های موجود، بیش از عمل کردن به آن­‌ها باشد، عمل نکردن آگاهانه خود می­‌تواند به­‌عنوان یک گزینه­‌ی مناسب در نظر گرفته شود. این در واقع یک سکون فعال است، نه یک سکون منفعل.

در مجموع، به نظر می­‌رسد، این که با تلاش و حرکت از موقعیت عادی نامطلوب به موقعیت مطلوب برسیم محتمل‌­تر است تا این که با انتظار کشیدن بدون عمل، موقعیت مطلوب فرا برسد. به ایده‌­آل­‌ها فکر کنیم، اما در انتظار از راه رسیدن ایده‌­آل­‌ها بی­کار ننشینیم، از همان موقعیتی که در آن هستیم حرکت به سمت و سوی موقعیت مطلوب را آغاز کنیم. شاید خود حرکت، گزینه‌ی مطلوب باشد.

  • عین الف