مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

چالش وبلاگی: نویسندگی کتاب

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

این مطلب، پیرو دعوت مهربانانه‌ی دوست گرامی، جناب آقای صفایی‌نژاد، برای شرکت در چالش وبلاگی نویسندگی کتاب به رشته‌ی تحریر درآمد.

به‌یاد می‌آورم که از سال‌های آخر دبستان علاقه به‌نوشتن در من شکل گرفت و در آن سال‌ها برای سؤال تکراری «در آینده می‌خواهید چه‌کاره شوید» به‌عنوان موضوع انشا یا همان «بزرگ شدی می‌خوای چی‌کاره بشی» که گهگاه بزرگ‌ترها می‌پرسیدند، یک پاسخ غیرتکراری داشتم: «نویسنده». بعدها اما مسیر شاید به‌گونه‌ای رقم خورد که اگر چیزی بود از ذوق و قریحه، در زیروزبر دیفرانسیل‌ها و پیچ‌وتاب انتگرال‌ها جا ماند و فراموش شد و حالا این‌روزها به‌قدری در نوشتن تنبل شده‌ام که نوشتن کتاب تصوری دور از ذهن می‌نماید، اگرچه خواسته‌ای باشد به دل نزدیک. البته آن قسمت زیروزبر و پیچ‌وتاب تزئینی است و ارزش دیگری ندارد. مشکل اصلی احتمالاً همین تنبلی بود که همچنان باقی است.

گمانم این است که این چالش بیشتر ناظر به نوشتن کتابی در یکی از انواع ادبی است و از این منظر آن‌چه اکنون در ذهن به آن تمایل دارم، نگاشتن روایت یا روایاتی است با درون‌مایه‌ای از شباهت‌ها و تفاوت‌های شگفت‌انگیز بین آدم‌ها و نیز ویژگی‌ها، افکار و درونیات غریبی که در نظر خود افراد بسیار عادی است، اما در صورت آشکار شدن، برای سایرین (حتی برخی نزدیکان افراد) شگفت‌آور خواهد بود. احتمالاً این روایت‌ها در قالب طرح‌هایی از زندگی روزمره‌ی افرادی که به‌عنوان افراد معمولی به آن‌ها نگاه می‌کنیم (اگر اصلاً به آن‌ها نگاه کنیم) بیان خواهند شد. البته روشن است که انتخاب قالب داستان نه از جهت کثرت تبحر و تجربه‌ی من در این نوع ادبی، بلکه از حیث قلت تجربه و محدودیت آشنایی با انواع دیگر ادبی است که ورود به آن عرصه‌ها را بسیار بعید می‌نماید.

شایان ذکر است که اگر نگارش کتاب در زمینه‌ی تخصصی مدنظر باشد، طبعاً محاسبات قدری متفاوت است و بیشتر وابسته به میزان احساس نیاز به نگارش آن کتاب برای جامعه‌ی تخصصی هدف است. به‌بیان روشن‌تر، این کتاب یا باید از نظر طرح مفاهیم تخصصی خلأهایی را پر کند و نیازهایی را پاسخ دهد که سایر منابع موجود پاسخگوی آن‌ها نیستند و یا از حیث نحوه‌ی بیان باید به‌گونه‌ای باشد که نسبت به سایر منابع و کتب موجود در زمینه‌ی مشابه، بهبودی را در انتقال مفاهیم حاصل کند.

از آقای صفای‌نژاد گرامی بابت دعوتشان سپاسگزارم و از نویسندگان وبلاگ‌های روزنوشت‌های میم‌صاد، آب‌گینه و می‌نویسم از خودم دعوت می‌کنم تا در صورت تمایل، در این چالش وبلاگی شرکت کنند.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عین الف

من اگر جای خودم بودم ...

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مهم‌تر از این‌که اگر من جای فلان کس یا در فلان موقعیت بودم چه می‌کردم، این است که در موقعیت کنونی خودم چه می‌کنم. باید اولویت صرف زمان و توان بر آن‌چه «می‌شود» را نسبت به آن‌چه «اگر می‌شد» در نظر گرفت که مبادا گرفتار سکون و خیالبافی شوم و از راه بمانم. البته که آن‌چه «می‌شود» هم باید «بشود» که اگر نه، باز دستم خالی خواهد ماند و فکرم گرفتار.

من، بی اما و اگر، فقط جای خودم هستم. باید خودم را بگذارم جای خودم و ببینم چه باید بکنم و چه می‌کنم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عین الف