مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

۳۳ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

عبّاس دوران

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

خوشا به حال آنان که حرمت نامشان را نگاه می دارند، مثل «عبّاس دوران»، که به جان، دینش را و امامش را یاری کرد. خوشا به حال او که نشان داد، دوران عبّاس هرگز به پایان نمی رسد. عبّاس برای همیشه ایستاده است، در راه حق، کنار حسین (ع)، رو در روی باطل.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

بنده ی ساکت خدا

آهای با توام بنده ی ساکت خدا!

گوش نه سکوت را می شنود، نه زبانش را می فهمد. گفت و گو به زبان سکوت حداقل دو جفت چشم می خواهد. تازه به شرط آن که یکی خوب بگوید و دیگری خوب زبان اولی را بفهمد.

خوش انصاف! خدا زبان را داده برای سخن گفتن و گوش را برای شنیدن.

چه بگویم؟ شاید روی شنونده ات زیادی حساب کرده ای؟

ببخش اگر ... .

راستی، این را که نمی خوانی.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

بادکنکی پر از هوای نفس

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

بادکنک یا به مرور بادش خالی می شود، یا در اوج پربادی می ترکد. آنچه می ماند واقعیت بادکنک است. هیچ!

حواسم باشد پرباد نشوم، هوا برم ندارد.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

خب بگو

...

- یه چیزی.

- چی؟

- راستش می خواستم بگم که ...!

- چی می خواستی بگی؟ بگو.

- نه، هیچی، اصلاً ولش کن.

- باشه. اگه نمی خوای بگی، خب نگو.

...

..

.

(نیم ساعت بعد)

- خب لعنتی حداقل یه خرده اصرار کن که بگم، اگه نگم می ترکم. نمی فهمی؟ نه، واقعاً حالیت نیست؟

- :) ، خب بگو!

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

پای لنگ قلم (ننگنامه)

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی میان من و خودم جنگ می شود

از فرط ناشناسی تصویر آینه

هر روز و شب مدام سرم منگ می شود

گه بی حیا چو شیشه چه خس می شود دلم

گاهی به باوقاری یک سنگ می شود

گاهی چنان آب، زلال و روان و پاک

گاهی بزک نموده به صد رنگ می شود

گاهی خموش و ساکت و آرام و بی صدا

گه پرده درتر از دف و از چنگ می شود

وقتی که خالی است دل من ز مهر یار

بی شک بدان که پای قلم لنگ می شود

چون شد فسرده، شب زده، غمگین و خسته دل

می دانم این غزل مرا ننگ می شود

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

آداب زیارت

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

پس چون به زیارت نور می روی، دستان و دلت را از مزخرفات* دنیا خالی کن، تا به کرم و لطف سلطان دست پر باز گردی.

 

*مزخرف: آراسته شده با چیزهای فریبنده؛ زر اندود؛ آنچه ظاهرش را به زر آراسته باشند، اما اصل آن بی ارزش باشد.

 

پی نوشت: السّلام علیک یا علی بن موسی الرّضا (ع)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

بهشت آتشین

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

دیری است که این دل ز غمت بیمار است

هر شب که رسد تا به سحر بیدار است

از سوز و گداز هر شب و هر شب دل

تن خسته و رنگ روی زرد و زار است

اشکم شود از چشم به هر لحظه روان

بغضی به گلو حلقه زده چون مار است

این قامت افراشته ی همچون سرو

از عشق چو بید، مجنون وار است

شیرین تر از این درد به جان نتوان داشت

از تیر غم تو چون دلم افگار است

گفتند ز کار دل شود عقل تباه

عقل است که بر دوش دلم چون بار است

در دایره ای مدام می گردد دل

یاد رخ تو چو نقطه ی پرگار است

گویند که همره نشوند عادت و عشق

جز عادت ما که عاشقیّ یار است

حاصل نشود اگر وصالت ای دوست

هر لحظه و هر روز و شب من تار است

این آتش عشقی که بدان افتادم

گویی که بهشت است ولی از نار است

گر جان ننهی چو خار بر این آتش

«حیران» تو بدان که جان تو بس خوار است

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

کار دل، درد سر

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

می گویند عاشقی کار دل است. دردش اما برای سر است که بیچاره هیچ سر در نمی آورد از کار این دل.

عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی / عشق داند که در این دایره سرگردانند*

 

*حافظ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

غریبه ای در آینه

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی میان من و خودم جنگ می شود

از فرط ناشناسی تصویر آینه

هر روز و شب مدام سرم منگ می شود

...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف

قطرات مهر او

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

اشک که روی گونه هایم روان می شود، گرمای مهر خدا را بیش تر احساس می کنم و نزدیک ترم به او انگار.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عین الف