مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم.

من عین الف نه، مثل دالم.

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۰ ثبت شده است

گاهی اوقات، بعضی حرف ها برای دهان آدم زیادی بزرگ هستند و شاید بهتر باشد از گفتنش صرف نظر شود. اما گاهی هم ضرورتی ایجاب می کند که آدم «حرف های گنده تر از دهنش» بزند.

تمییز دادن این دو موقعیت گاهی بسیار دشوار می شود. نمی دانم، شاید هم اندازه ی دهان آدم به تناسب موقعیت تغییر کند.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

ای خسرو خوبان که تو را چشم به راهیم

نادیده بینگار اگر غرق گناهیم

در راه تو باید که سبکبار قدم زد

ما گام نه برداشته و خسته ی راهیم

در خواب و خیالیم به پرواز به سویت

خود، غافل از آنیم که اندر بن چاهیم

خاک ره تو کارگشای همه خلق است

ما بی خبران در پی نام خود و جاهیم

هر لحظه به رنگی و خیالی روی از یاد

ما مدعیان طلب گاه به گاهیم

گوییم که سرباز تو و طالب عدلیم

ترسم چو بیایی تو، نباشیم و نخواهیم

نوری به درون دلمان راه نیابد

از بس که بداندیش و پلیدیم و تباهیم

هیچ عذر نداریم که آریم به پیشت

ما لشکر غفلت زده ی روی سیاهیم

طوفان حوادث چو نهد روی به سومان

سرگشته و حیرت زده، دنبال پناهیم

گر دیده ی دل باز شود سوی حقیقت

چون چشمه ی اشکیم و برآرنده ی آهیم

تا چون ید بیضا بدرخشد حرم دل

محتاج نگاهی از آن روی چو ماهیم

تا پای برآریم ز گل بهر پریدن

دریاب نگارا که به دنبال نگاهیم

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

به قنوت که می رسم، دستان خالی ام را بالا می آورم و می گویم: «اللّهمّ عجّل ....»، که بی حیایی هایم شروع می کنند به عبور از پیش چشمانم. از شرم دعا را به سرعت تمام می خوانم، به خصوص «... من خیر انصاره و اعوانه ...».

خداوند نیاورد آن روزی را که بهترین یاری کنندگانت چون من باشند.

  • عین الف