مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم

سلام خوش آمدید

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

بیا معامله کنیم. من خودم را بدهم، همه‌ی خودم را، طوری که از من هیچ نماند، و در عوض بیشتر و بیشتر تو را داشته باشم. تو را که داشته باشم، هیچ هم که از من نماند، و اصلاً نباید هم که بماند، آن‌وقت هستم. بی‌تو، با همه‌ی خودم، نیستم که نیستم. ای کاش ...

_________________________________________________

پی‌نوشت: تصنیف «به‌سوی تو» چه‌قدر زیباست. کاش می‌شد این‌چنین بود: «کی رود رخ ماهت از نظرم، به‌غیر نامت کی نام دگر ببرم ... به دست تو دادم دل پریشانم، دگر چه خواهی ... یک دم از خیال من نمی‌روی ای غزال من ... تا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی توام ...»

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

لازم است اشاره کنم که ذره‌ای نمی‌توانم ادعا کنم که اگر من جای آن آدم‌هایی که در آن موقعیت سخت قرار گرفتند و اشتباهات بزرگ کردند بودم، بهتر و درست‌تر عمل می‌کردم. آن حرف‌ها ذره‌ای به این معنا نیست که خودم را آدم بهتری می‌دانم، نه از آن‌ها و نه از آن‌ها که در آن پرواز بودند و حالا خانواده‌هایشان داغ‌دار هستند. احتمالاً همه‌ آدم‌های بهتری از من بودند و هستند. هم داغ و حال آن خانواده‌ها سنگین‌تر و سخت‌تر از حال من است و هم احوال برخی از آن‌ها که ناخواسته دچار آن اشتباهات شدند. (البته که همچنان باید پیگیر روشن شدن دلیل اشتباهات بسیار بزرگ و تعیین تکلیف آسیب‌دیدگان و مقصران و اصلاح نواقص و اشتباهات بود.)

خداوندا یاورمان باش!

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم ...

خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.

حتی نفس کشیدن سخت است.

خدایا ببخش ...

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

دو مطلب زیر امروز در ارتباط با عملیات انتقام سردار شهید قاسم سلیمانی در کانال تلگرام دکتر علیرضا بازارگان منتشر شده است.

مطلب اول

زمان انتشار: حدود ساعت هفت صبح

🔥 هشت نکته مهم از انتقام سخت وقتی ما خواب بودیم!

1️⃣ یکی از بزرگترین خاکسپاری‌های تاریخ بشر سرانجام در شهر کرمان به پایان رسید. در اینترنت که جستجو کنید خواهید دید که بزرگترین تشییع در تاریخ دنیا متعلق به امام خمینی بوده است با حدود ۱۰ میلیون شرکت کننده. با این حساب، سپهبد سلیمانی هم در رده‌های بالایی این لیست خواهد بود.

2️⃣ همزمان با خاکسپاری پیکر شهید سلیمانی، چندین موشک توسط ایران مستقیما به یکی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه شلیک شد. حدود ۱۰ موشک به این پایگاه برخورد مستقیم کرده است. خیلی‌ها افسانه‌بافی کرده بودند که آمریکا آن قدر قوی است که موشک‌های ایران را روی هوا خواهد زد! ولی دیدیم که چه شد.

3️⃣ پایگاه مورد هدف بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود. وزیر امور خارجه ایران هم بلافاصله پیام داد که قضیه روشن شود: این پایگاه همان پایگاهی بود که حمله تروریستی علیه شهید سلیمانی از آنجا هدایت شده بود پس از نظر قانون بین‌الملل این اقدام کاملا موجه است.

4️⃣ یک نکته هوشمندانه دیگر این بود که این پایگاه یکی از بزرگترین پایگاه‌های آمریکا در منطقه بود. یعنی یک پایگاه کوچک یا یک هدف ناچیز نبود. دست گذاشته‌ایم روی دانه درشت که حساب کار دستشان بیاید. وقتی بزرگترین پایگاه را نمی‌توانند محافظت کنند، پایگاه‌های کوچکتر جای خود دارد.

5️⃣ به نظر می‌رسد این پایگاه همان جایی است که روز قبلش رییس جمهور آمریکا گفته بود میلیاردها دلار برایش هزینه کرده‌اند و به همین دلیل آن را ترک نخواهند کرد! گفته بود یا پولش را بدهید یا نمی‌رویم! خوب حالا دیگر چه چیزی از آن مانده که بخواهند پولش را بگیرند!؟؟؟

6️⃣ یک نکته دیگر (که البته هنوز تایید نشده است) این هست که ایران یک ساعت قبل از شلیک موشک‌ها به عراقی‌ها اطلاع داده بوده است تا بتوانند نیروهای خودشان را از آنجا دور کنند. طبیعتا آمریکایی‌ها هم متوجه شده‌اند که خبری هست و توانسته‌اند تا حد امکان در پناهگاه باشند. به همین ترتیب شاید تلفات آمریکایی کم باشد. البته این اقدام ایران می‌تواند عمدا صورت گرفته باشد تا تلفات زیاد آمریکایی بهانه‌ای برای حمله از طرف آمریکا نباشد. اگر این طور باشد باید هوش ایرانی‌ها را ستود که هم سیلی محکم زده و صدها میلیون دلار خسارت وارد کرده‌اند، و هم طوری برنامه ریزی کرده‌اند که استفاده تبلیغاتی دشمن به حداقل برسد.

7️⃣ شاید یکی از ظریفترین نکات حمله این باشد که موشک‌ها فقط از یک مکان پرتاب نشده‌اند! دلیلش چیست؟ دلیلش می‌تواند این باشد که آمریکا برای جواب نتواند بگوید که موشک‌ها مثلا از فلان نقطه پرتاب شده پس ما همان نقطه را می‌زنیم! نه. مجبور است چندین نقطه را بزند و خودش می‌داند که این کار یعنی بالا گرفتن ماجرا و دادن تلفات سنگین. همین می‌تواند یک عامل بازدارنده و حساب شده باشد. توئیت رییس جمهور آمریکا هم ظاهرا این نظریه را تایید می‌کند.

8️⃣ نکات بالا نشان دهنده دقت و ظرافت فوق العاده ایران در انتخاب مصداق #انتقام_سخت است. این اقدام آن قدر حساب شده بوده که ترامپ سخنرانی امشب خودش را لغو کرد و به زمانی بعد موکول کرد. یعنی طوری گیر کرده‌اند که نمی‌دانند دقیقا باید چه بکنند! با توجه به اینکه رهبر ایران امروز سخرانی خواهد داشت، همه نگاه‌ها به ایشان است.

◀️ در آخر، برای همه هم‌وطن‌های عزیزم هر کجای دنیا که هستند دعای خیر می‌کنم و از خدا می‌خواهم که خودش ما را یاری کند. وعده خدا صادق است. کافی است مثل سردار شهید، نیت خود را خالص کنیم.

دکتر علی‌رضا بازارگان
بامداد ۱۸ دی ماه ۱۳۹۸

 

مطلب دوم

زمان انتشار: حدود ساعت هفت و نیم شب (پیش از سخنرانی ترامپ)

رئیس جمهور آمریکا تا دقایقی دیگر به صورت زنده در برابر دوربین های دنیا مصاحبه خواهد کرد.

ولی خیالتان راحت. پیشاپیش به شما می گویم که چه خواهد گفت! مثل کسی که کتک خورده است ولی نمی خواهد آبرویش برود خواهد گفت که دیشب آمریکا صدمه جدی ندیده است و خبر خاصی نیست. خواهد گفت که آمریکا بزرگوارانه از جنگ اجتناب خواهد کرد! فحش خواهد داد ولی حمله نخواهد کرد. و عملا با این حرف از همه حرف های قبلی اش عقب نشینی می کند. انگار نه انگار چند روز پیش گفته بود 52 نقطه در ایران را هدف میگیرد و اراجیف دیگر. به عبارت دیگر، ترامپ شکست را خواهد پذیرفت ولی به گونه ای که آبرویش در آمریکا تا حدود زیادی حفظ شود.

در عین حال، آماده این باشید که در روزهای آینده ماشین تبلیغاتی ضد ایرانی (مانند ایران اینترنشنال، من و تو، صدای آمریکا و غیره) موضع ترامپ را تکرار کنند. یعنی دائم بگویند که ایران کار خاصی نکرده. دائم بگویند که انتقام سخت انجام نگرفته است. هشیار باشید. پیشاپیش دارید مطلع می شوید که خط دشمن داخلی و خارجی چه خواهد بود. مسائل متفرقه مانند سقوط هواپیمای اوکراینی را مطرح خواهند کرد تا حواس ها از این ماجرا پرت شود. و یا عکس هایی از پایگاه نشان خواهند داد که اکثر ساختمان هایش سالم است.

ولی یک حقیقت تغییر نخواهد کرد: ایران مستقیما به نیروهای آمرکایی حمله کرده است. بدون پرده. بدون عذرخواهی. کجای دنیا دیده اید که یک ابرقدرت این گونه از چنین کاری عقب نشینی کند!؟ حواستان پرت نشود. آنچه دیشب رخ داد بی سابقه بود. مهم ترین چیز این بود که آبروی آمریکا رفت. تعداد کشته ها اصلا مهم نیست.

____________________________________________________________

منبع: کانال تلگرام دکتر علیرضا بازارگان

پی‌نوشت: طبعاً بازنشر مطالب فوق به‌معنای تأیید تمام جزئیات آن‌ها نیست.

 

مطلب سوم

زمان انتشار: حدود ساعت نه و نیم صبح (شنبه بیست‌و‌یکم دی 1398)

🔥 کابوس انتقام

⭕️ اینکه دود شرایط جنگی در چشم مسافران بی گناه هواپیما برود درد بزرگی است. زبان قاصر است از بیان شدت این فاجعه. ولی تلخی پنهانکاری و فریبکاری اگر از آن بیشتر نباشد، کمتر نیست. چند روز است که می گوییم این دروغ بزرگ آمریکا برای انحراف افکار عمومی است! ولی حالا که همه چیز مشخص شده است چطور؟ مردم با خود چه خواهند گفت؟ باید اعتراف کنیم که در جنگ انسانی، اخلاقی و رسانه ای شکست بزرگی خورده ایم.

⭕️ انگار قرن ها از آن لحظات پرشکوه تاریخی گذشته است که میلیون ها نفر در خیابان های اقصی نقاط این کشور در داغ ترور شهید سلیمانی اشک می ریختند. اینکه برای اولین بار ایران به صورت مستقیم توانست نیروهای آمریکایی در صدها کیلومتر آن طرف تر را توسط موشک های بالیستیک بومی هدف قرار دهد، به خاطره ها پیوست!

⭕️ آن افرادی که دستور شلیک به هواپیما را داده اند و آن افرادی که ماشه را کشیده اند آن دنیا باید پاسخگو باشند که در آن شرایط پر استرس چه بر روی رادارها دیده اند و چه محاسبه ای کرده اند که منجر به این تصمیم شده است؟ شاید بگویند خطای انسانی جزئی از شرایط بحرانی و جنگی است. شاید بگویند اگر آمریکا سردار ما را ترور نمی کرد هیچ کدام از این اتفاق ها نمی افتاد. شاید بگویند اگر ظالمین عالم چشم طمع به منابع نفتی منطقه نداشتند ما در شرایط جنگی نبودیم. نمی دانم. خدا بهترین حسابرس است و به حساب ما و آنها خواهد رسید.

⭕️ من به شخصه، ضمن تسلیت مجدد به خانواده های داغدار، به هر اندازه که در این ماجرا سهیم هستم، توبه کرده و از همه خوانندگان عذرخواهی میکنم.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

 

«اکنون که ناچار مرگ ما را انتخاب می‌کند، بگذارید ما مرگی را انتخاب کنیم که آبستن زندگی باشد.

...

این‌ها با انتخابشان ادامه می‌یابند و این است که مرگی ندارند. کسانی که مرده‌ها را انتخاب کرده‌اند، مرده‌اند هر چند که نفس بکشند و آن‌ها که زنده‌ی حیّ قیّوم را خواسته‌اند، زنده‌اند و حیات دارند، گرچه نفسی نداشته باشند.

این‌ها با جان خویش تجارت می‌کنند و این‌گونه، کم‌های محدود به هفتاد ساله را زیاد می‌نمایند و بارور می‌سازند.

این‌ها می‌بینند اگر مرگ را انتخاب نکنند، مرگ انتخابشان می‌کند و این است که بازیچه‌ی مرگ نمی‌شوند و از مرگ بازیچه می‌سازند ... و از مرگ نردبانی برای عروج، عروجی تا اوج‌ها.

...

این‌ها خود را شناخته‌اند و عظمتشان اسیر حقارت‌ها نیست.

...

ترس نتیجه‌ی عشق و وابستگی است. آن‌ها که به عشق بزرگ‌تر رسیده‌اند و از عشق‌های کوچک آزاد شده‌اند، فقط ترسشان از اوست. ترسشان از جدایی اوست. از چیز دیگر نمی‌ترسند، که به چیزی دیگر دل نبسته‌اند.

قدرت‌ها با تمام عظمتشان از این روح‌های عظیم چه می‌توانند بگیرند و به این‌ها چه می‌توانند بدهند و با این‌ها چه می‌توانند بکنند؟»*.

__________________________________________________________

* علی صفایی حائری، عاشورا، انتشارات لیله‌القدر، 1388.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

 

حتی اندک شایستگی برای گفتن و نوشتن از کسی چون او ندارم.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

وقتی همه‌جا تیره و تاریک است، به‌جای شکوه و ناله‌ی مدام، بکوش که شمعی روشن کنی. هی نگو که نمی‌شود و نمی‌گذارند که بدرخشم و جهان روشن کنم. تو شمع باش در تاریکی، که ارزش یک شمع در شب تاریک، بیش از چلچراغ است در روشنایی آفتاب. تغییرات کوچک، اما پیوسته، می‌توانند به نتایج بزرگ برسند. کم‌های مستمر می‌رسند و بزرگ‌های گسسته، بی‌ثمر می‌مانند. اگر آن شمع‌ها، آن نورهای کوچک، آن کم‌های مستمر به‌هم بپیوندند، یک به‌علاوه‌ی یک، دو نمی‌شود. زیادش می‌کنند.

_________________________________________________

پی‌نوشت: به‌گمانم محتوای این پراکنده‌نگاری (و حتی برخی تعابیر) تا حد زیادی برگرفته از آثار استاد صفایی حائری است.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

آیا می‌توان گفت که افکار و دغدغه‌هایی که هنگام خواندن نماز ما را تمرکز و حضور قلب بازمی‌دارند،‌ هر چند که در نظر خودمان ظاهر و رنگ الهی و دینی داشته باشند، در واقع فاقد نیت الهی خالص بوده‌اند؟ شاید اگر چنین نبود، نه‌تنها در هنگام نماز که فرصت ویژه‌ی یاد الهی به‌صورت خالص و بی‌پرده است مزاحم نمی‌شدند، بلکه در هنگام پرداختن مستقیم به آن فکر و عمل هم باید ما را هر چه بیشتر متوجه یاد او می‌کردند، خود ذکری می‌شدند با صورتی دیگر. پس اگر شکلشان و تناسبشان با موقعیت‌ها صحیح است، باید برای اصلاح نیتشان هم تلاش کرد.

کمک و راهنمایی شما مغتنم خواهد بود.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

بسیاری از آن‌چه که در کتاب‌ها و جزوه‌ها و خیلی جاهای دیگر می‌خوانیم یا می‌شنویم، داده و اطلاعات هستند، نه دانش، زیرا از مسیر فهم ما نگذشته‌اند. پردازش نشده‌اند. فرآیند فهم باید از تجربه کردن و درگیر شدن آغاز شود تا مسأله‌ای شکل بگیرد. آن مسأله در ذهن ما مثل یک شکل است با حفره‌ای در میان آن، مثل یک پازل با قطعه‌ای مفقود، یا مثل ماشینی که یکی از چرخ‌دنده‌های آن از جایش افتاده است. پس یا اصلاً کار نمی‌کند و یا عملکرد آن دچار نقص است. بعد می‌گردیم و درگیر می‌شویم و می‌یابیم و پردازش می‌کنیم و چکش‌کاری می‌کنیم تا چیزی مناسب آن حفره بیابیم و بسازیم، قطعه‌ی گمشده را، چرخ‌دنده‌ی مفقود را. این همان پاسخ ماست که در جایش می‌نشیند. بعد ممکن است که پاسخ بهتری بیابیم که بهتر آن‌جا بنشیند یا چرخ‌دنده را تراش دهیم تا بهتر درگیر شود و کار را پیش ببرد یا حتی در میان و خرت و پرت‌ها، حرف‌ها و پاسخ‌های فرد یا افراد دیگر، چیزی پیدا کنیم، پاسخی بیابیم که بهتر در آن‌جا بنشیند. اما همه‌ی این‌ها مستلزم آن است که ابتدا آن حفره به‌درستی شکل بگیرد و ما حسابی با آن سر و کله بزنیم تا خوب بشناسیمش. زوایا و کج و کولگی‌هایش خوب برایمان روشن شود تا بعد بدانیم که دنبال چه چیزی هستیم و بتوانیم چیزهایی که به دستمان می‌رسد را ارزیابی کنیم که به کارمان می‌آیند یا نه. شاید منظور الیوت هم همین بود در آن‌چه درباره‌ی حکمت و دانش و اطلاعات گفت.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

راه رفتنش عادی نیست، انگار یک پایش کمی کوتاه است و می‌لنگد. به پله برقی که می‌رسد، کمی برمی‌گردد و نیم‌رخ صورتش را می‌بینم، و لبخندی را که به لب دارد. عادی نیست. از آن‌هایی است که زیاد عادت نداریم به بودنشان، به دیدنشان. از آن‌هایی که شاید اسمشان را می‌گذاریم شیرین‌عقل یا چیزهای دیگر. از روی پل عابر که داریم می‌گذریم، برمی‌گردد و به من لبخند شیرینی می‌زند و دستش را به‌آرامی بالا می‌رود، مثل سلام کردن. از شیرینی لبخندش، لبخند به لبم می‌آید و برایش سر تکان می‌دهم. از پله‌ی برقی آن‌طرف که پایین می‌رویم، بچه‌ای را می‌بیند که دست در دست مادرش روی پله بالا می‌آید و از کنارمان می‌گذرد، به او لبخند می‌زند و دستش را به نشانه‌ی سلام به آرامی بالا می‌‌آورد. در ایستگاه مترو گمش می‌کنم. قطار که حرکت می‌کند، می‌بینم که از آن سر واگن دارد می‌آید، لنگان لنگان، سربه‌زیر و لبخند بر لب. از من رد می‌شود و می‌رسد به بچه‌ای که در کنار پدرش نشسته است، به رویش لبخند می‌زند و دستش را آرام بالا می‌آورد، یعنی سلام. یکی دو بار دیگر هم می‌آید و می‌رود و به بچه‌ها لبخند می‌زند و برایشان دست بالا می‌آورد. احساس خوبی دارم که آقای شیرین‌لبخند یا شیرین‌دل یا شیرین‌روی، من را هم به حساب آورده است. کاش گاهی عقل من هم این‌قدر شیرین بود.

  • عین الف

من عین الف نه، مثل دالم.

بایگانی