مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم

مثل دال

من عین الف نه، مثل دالم

سلام خوش آمدید

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مطمئن نیستم، اما گمان می‌کنم، مدتی پیش در یکی از وبلاگ‌های بیان، معرفی از کتاب «کوچولوی اضافی» را خواندم یا شاید هم در نوشته‌ای فقط اشاره‌ای به آن شده بود. از زمانی که کتاب را در «کتابراه» گرفتم، فرصتی پیش نیامده بود که سراغ آن بروم، به‌ویژه که کتاب ناخوانده زیاد داشتم و درباره‌ی کتاب‌های غیرتخصصی هم اغلب خواندن نسخه‌ی الکترونیک انتخاب اولم نیست.

  • ۶ نظر
  • ۲۷ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۵۹
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

همیشه وقتی مراسم تشییع پیکر شهدا را می‌دیدم، در دل می‌گفتم ای کاش من هم در مراسم شرکت کرده بودم. اما همیشه یا بی‌خبر می‌ماندم یا کوتاهی همتم سبب می‌شد که بهانه‌ای برای شرکت نکردن در مراسم فراهم شود. این‌قدر این ماجرا ادامه پیدا کرد تا سال گذشته که آن شهید آمد و این‌جا هم شرحی از آن را بازگو کردم.

  • ۵ نظر
  • ۱۵ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۰۱
  • عین الف

 

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«اکنون تو پس از آن توبه که خودت داشتی و طلب این توبه از او، با او حرف‌هایی را در میان می‌گذاری که: خدایا! من هر گاه با خودم گفتم که آماده شدم و برای نماز به‌پا ایستادم و به نجوای تو رسیدم، هر گاه که این را با خودم گفتم و هر گاه که این آمادگی را پیش‌بینی کردم، بر‌عکس تو مرا با چُرت و خواب همراه کردی و شور نجوا را از من گرفتی.

  • ۵ نظر
  • ۱۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۳۲
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

خوب، راستش این است که در مورد بازگشت کتاب‌هایی که امانت می‌دهم چندان صبور نیستم. نه این‌که خواندن کتاب‌هایم را به کسی پیشنهاد نکنم یا آن‌ها را امانت ندهم، اما مثلاً چند هفته که از قرض دادن کتاب می‌گذرد، هی چشمم به جای خالی آن کتاب در کتابخانه می‌افتد و با خودم می‌گویم: «ای بابا! داداش بردار بیار دیگه کتابو. چی‌کار می‌کنی؟» بدیهی است ‌که کسی که کتاب را امانت می‌گیرد، خوب است که آن را در زمان معقولی بخواند و برگرداند. اگر به این رفتار عادت ندارد، تلاش برای اصلاح رفتار و عادت کردن به منضبط بودن درباره‌ی بازگرداندن امانات می‌تواند موجب رشد او شود. اگر من بتوانم در این جهت به رشد او کمک کنم، در واقع می‌توانم به رشد خودم هم کمک کنم، اما مشروط بر این که نیت من و بینش من حقیقتاً این‌گونه باشد، نه آن‌که ویژگی مثل بی‌صبری یا ... حمل بر رشدخواهی برای دیگران کنم. حالا سؤال این است که آیا با یادآوری مکرر این نیاز به اصلاح نیت، می‌توان آن را اصلاح کرد یا راه درمانی دیگری وجود دارد؟

  • ۹ نظر
  • ۰۸ مرداد ۹۸ ، ۰۳:۰۱
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

آدم به کم و کوچک قانع نمی‌شود، یا درست‌تر این‌که نباید بشود. هی بیشتر و بزرگ‌تر می‌خواهد و باید هم بخواهد. هر چه قدر خودش را بیشتر بشناسد، باید در طلب بیشتر و بزرگ‌تر باشد. هر چه به‌دست بیاورد، هر چه‌قدر هم به‌ظاهر زیاد و بزرگ باشد،‌ باز هم اگر نهایت داشته باشد، وقتی که به آن آخر و نهایت برسد، کوچک می‌شود. بیشتر و بیشتر می‌خواهد، طوری که تمام نشود، این خواستن پایان ندارد، پس باید خواستنی (خواستنی‌ای) و دوست‌داشتنی (دوست‌داشتنی‌ای) باشد بی‌نهایت، که هر چه بخواهی و به سوی او بروی و نزدیک شوی و بیشتر بخواهی، باز او بیشتر و بزرگ‌تر باشد. او بزرگ‌تر است، او اکبر است. هر چه‌قدر جلو بروی، باز می‌بینی و می‌گویی که او بزرگ‌تر است. مسأله این نیست که بزرگ‌تر از چه چیز و چه کس، که اصلاً جای قیاس نیست. می‌دانیم که او بزرگ‌تر از آن است که وصف شود، اما شاید آن خواستن، بیش و پیش از این دانستن است. خواستنی بی‌نهایت که سخت آن را می‌خواهیم. اوست که بی‌پایان است و بی‌پایان خواستنی. «الله اکبر» سرّ دلبری است. ذکری است برای آن‌که ندویم در پی آن‌چه که رو به سوی او ندارد، که هر چه باشد کم است و کوچک است. ما را از شتاب‌های بی‌دلیل که حاصل سرگشتگی و دویدن در پی تنوع‌ها هستند بازمی‌دارد و به ما معیاری کلی برای انتخاب و اولویت‌بندی می‌دهد.

  • ۴ نظر
  • ۰۵ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۰۹
  • عین الف

 

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«لا تُضادُّ فی حُکمِکَ؛ تو در حکم و قضاوت مخالفی نخواهی داشت.

وَ لا یَعتَرِضُ عَلَیکَ؛ و بر تو اعتراضی در این مدیریت و تدبیر نخواهد بود. کسی بر تو اعتراض ندارد. آخر اعتراض باید با آگاهی و احاطه همراه باشد و شریک تو باید از تو مدد نگرفته باشد و وکیل مدافع از کسانی که تو آن‌ها را آفریدی، باید مهربانی را از تو نگرفته باشد. و محاکمه‌چی تو، باید شناخت و آگاهیش را از تو دریافت نکرده باشد.

  • ۳ نظر
  • ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۰۳:۰۹
  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

منظره‌ی زیبایی را می‌بینم، خیلی زیبا. عکس می‌گیرم که دیگران را هم در لذت تماشای این زیبایی و بیش از آن شریک کنم. یا نکند عکس می‌گیرم که همه بدانند من آنجا بودم، کنار آن منظره‌ی زیبا. به‌جای غرق شدن در زیبایی و لذت آن و حتی عبور از آن به بالاتر، غرق عکس گرفتن می‌شوم و غرق زحمت خود را بر چشم‌ها نشاندن. همه‌جا بودن من مهم می‌شود. «من» مهم و مهم‌تر می‌شود، پس هی سلفی‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

خلاصه که دنباله آرامش دل اگر می‌گردی، با این‌سو و آن‌سو زدن به جایی نمی‌رسی. اینجا و آنجا ندارد، همه جای دنیا همین وضع است. چه در آن شهر مدرن فلان کشور پیشرفته، چه در گوشه‌ی دور از هیاهوی آن روستای دورافتاده، مسأله همان است و جواب هم همان. با تنوع‌ها شاید بتوانی سرت را گرم کنی، اما دل با این بازی‌ها آرام نمی‌گیرد. راه رسیدن به آرامش، راه دیگری است، خیلی نزدیک‌تر، اما نه لزوماً خیلی راحت‌تر. بستگی به خودت دارد. جواب را گفته‌اند: «ألا بِذِکرِ الله تَطمَئنُّ القُلُوب1». معما حل شده است، اما آسان؟!

_________________________________________________________________________

1. سوره‌ی رعد، آیه‌ی 28

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«گتسبی بزرگ» کتاب محبوب شخصیت اصلی داستان «چوب نروژی» (جنگل نروژی) است. «چوب نروژی» اگرچه خودش مستقیماً حرفی برایم نداشت (البته برداشت‌های غیرمستقیم مفیدی داشتم)، اما تعریف و‌ تمجیدهای شخصیت‌های داستان درباره‌ی «گتسبی بزرگ»، مرا نسبت به محتوای آن کنجکاو کرد. وقتی در کتاب‌فروشی، کتاب کم‌حجم «گتسبی بزرگ» را دیدم که روی جلدش عبارت «دومین رمان بزرگ قرن بیستم» نوشته شده بود، بیشتر کنجکاو شدم و چند سؤال هم برایم پیش آمد: «چه کسی و با چه معیاری بزرگی رمان‌ها را سنجیده است؟ رمان‌های بزرگ دیگر قرن بیستم چه رمان‌هایی هستند؟» و در نهایت کتاب را خریدم.

  • عین الف

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

پویش درخواست از «بیان» برای توسعه‌ی خدمات «بلاگ» از چند روز پیش به پیشنهاد جناب آقای صفایی‌نژاد گرامی آغاز شده است. من چند سال پیش با استفاده از ابزار «مهاجرت» از «پرشین بلاگ» به «بلاگ» آمدم و انصافاً تنوع امکانات «بلاگ» نسبت به «پرشین بلاگ» در بسیاری موارد مرا به وجد آورد. پس از آن هم گهگاه امکانات جدید و کارآمدی به «بلاگ» اضافه شد. اما حالا به توصیه‌ی آقای صفایی‌نژاد در این پویش شرکت می‌کنم و امیدوارم بلاگ بیان به رشد خود ادامه دهد. البته اغلب درخواست‌های من با پیشنهادهای دوستان هم‌پوشانی دارد و بیشتر برای پررنگ کردن این پویش در آن شرکت می‌کنم.

موارد پیشنهادی من عبارتند از:

 1. ارائه‌ی فهرست نوشته‌های جدید به‌جای وبلاگ‌های به‌روز شده (یعنی اگر پس از آخرین بازدید از وبلاگی که دنبال می‌کنیم، در آن وبلاگ سه نوشته‌ی جدید منتشر شده است، هر سه نوشته نمایش داده شوند)؛

2. فراهم شدن امکان پاسخگویی خوانندگان یک وبلاگ به نظرات یکدیگر (ترجیحاً به صورتی که ترتیب زمانی نظرات هم در انتشار آن‌ها رعایت شود)؛

3. اصلاح عملکرد سامانه‌ی آمارگیری بلاگ (در صورت امکان)، به‌گونه‌ای که بیشتر آمار بازدیدکنندگان واقعی را ثبت و منعکس کند (نه عبور هر خزنده و پرنده و چرنده‌ای را)؛

4. فعال شدن امکان تهیه‌ی نسخه‌ی پشتیبان.

در پایان به پیروی از قوانین این پویش از نویسندگان وبلاگ‌های تلاجن، الرقیم، سکوت، می‌نویسم از خودم و آبگینه (که مدتی است از مطالب ارزشمندشان بی‌بهره هستیم) دعوت می‌کنم که در صورت تمایل در این پویش شرکت کنند. 

  • عین الف

من عین الف نه، مثل دالم.

بایگانی