«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
هر چه از دستت برمیآمد انجام دادی. حالا هر چه از دلت برمیآید انجام بده. دعا کن.
- ۰ نظر
- ۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۰:۳۵
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
هر چه از دستت برمیآمد انجام دادی. حالا هر چه از دلت برمیآید انجام بده. دعا کن.
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
به یقین در هر واقعهای، امتحانی هست و بیشک هر امتحانی، فرصتی است برای رشد انسان. علیالدوام در مواجهه با رویدادها هستیم و پیوسته در آزمون و همواره بر سر دو راهی انتخاب. فرصتها بیوقفه در اختیارمان قرار میگیرند، بلکه بهتر شویم. پیوستگی فرصتهایمان البته در بازهی زندگی برقرار است، بیپایان نیست.
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
به سنگِ سختِ دلِ من بیا و تیشه بزن
ز برگ و ساقه گذشته به عمقِ ریشه بزن
همه وجودم از علفهای هرز پوشیده است
کنون چو آتشِ سوزان به جانِ بیشه بزن
فسانه است بلخ و ششتر، آهنگر و مسگر
ز بیخ، گردنِ این نفسِ خویشپیشه بزن
دلِ شکسته گرانتر به بازار شیدایی
بیا و سنگِ گران را به قلبِ شیشه بزن
تو میهمانِ گاه به گاه مباش ای یار
به نامِ خود این خانه را تا همیشه بزن
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
مرگ قطعیترین حادثهی زندگی است، حتی قطعیتر از نفس کشیدن. پس نگاه بزرگان اینگونه است: «اکنون که ناچار مرگ ما را انتخاب میکند، بگذارید ما مرگی را انتخاب کنیم که آبستن زندگی باشد»*.
________________________________________________
* علی صفایی حائری، عاشورا، صفحه 20، انتشارات لیلةالقدر
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
خیلی وقتها بیش از آن که اهمیت کارها و حرفها مدنظر باشد، مسئله این است که چه کاری مرا در چشم مردم بزرگتر مینشاند و نام مرا بر زبانها پرطمطراقتر. پناه بر خدا از چنین کاری، چنین حرفی، چنین نامی، چنین شرکی. برای سنجش اهمیتها باید از نامها چشم پوشید.
_________________________________________
پینوشت: حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در تفسیر المیزان، جلد اول، صفحه 308، ذیل آیه 139 سورهی بقره نقل شده است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«پس خدا هست؛ چون انسان تشنه است و از چشمههای دنیای بیرون و درونش سیراب نمیشود. و جهنم هست؛ که تشنگی، سوزان است و سخت سوزنده.»*
____________________________________________
* علی صفایی حائری، بررسی، ص 36، انتشارات لیلةالقدر، 1391.
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
در فرقت تو اگرچه رنجی است مرا
مهر تو به دل چو طرفه گنجی است مرا
تا سر زدن طلعت رخشان رخت
دل بر کفم و تیغ و ترنجی است مرا
__________________________
پینوشت:
اول) میلاد مسعود امام عصر (عج) مبارک باد!
دوم) همچنان تقلید از منتظران. باشد کز آن میانه یکی کارگر شود!
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
با یادش اگر سینهی تنگی دارم
اما به دلم چه شور چنگی دارم
بر قد کمان و روی زردم منگر
تُنگم که به اندرون نهنگی دارم
______________________________
پینوشت: حداقل وانمود کنم که من هم ...
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
دادن جواب به آدم بیسؤال، مثل خوراندن غذا به آدم سیر است. در جایش نمینشیند و به مصرف درست نمیرسد، پس یا سبب مرض و سنگینی و تورم میشود یا به کلی دفع میشود.
_____________________________________
پینوشت:
اوّل) «یا»ی دیگری هم دارد؟
دوم) این را جایی خواندهام؟
سوم) تمثیل بدی نبود؟