گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

گاهی میان من و خودم جنگ می شود

از فرط ناشناسی تصویر آینه

هر روز و شب مدام سرم منگ می شود

گه بی حیا چو شیشه چه خس می شود دلم

گاهی به باوقاری یک سنگ می شود

گاهی چنان آب، زلال و روان و پاک

گاهی بزک نموده به صد رنگ می شود

گاهی خموش و ساکت و آرام و بی صدا

گه پرده درتر از دف و از چنگ می شود

وقتی که خالی است دل من ز مهر یار

بی شک بدان که پای قلم لنگ می شود

چون شد فسرده، شب زده، غمگین و خسته دل

می دانم این غزل مرا ننگ می شود